به نام خدا
در همه موارد باید به سراغ اصلح ( یعنی فرد صالحتر ) رفت . هرچقدر کار مهمتر باشد ؛ توجه به اصلح همانقدر مهم است . انتخابات ریاست جمهوری یعنی انتخاب کسی که شخص دوم مملکت است کار سادهای نیست پس خواهش میکنم اولاً در آن شرکت کنید ثانیاً اصلح را برگزینید . اجرتان با خدا
بسم الله الرحمن الرّحیم
ای ماه
سحری گر برسد دست من ای ماه ، به تو
شکوهها میکنم از این غم جانکاه ، به تو
چشم امید ندارم مگر ای ماه ، به تو
تا ندانند رقیبان که چه بین من و توست
روی آوردهام ای ماه سحرگاه به تو
سبزه ام گرچه ، ز پابندی خود شرمم باد
ای خوشا بخت نسیمی که بَرَد راه به تو
جرعه ای نوش از این چشم که گود افتادهاست
تا دهد رشتة اسرار من این چاه به تو
گر در آغوش من آرام بگیری ای ماه
آسمان رشک برد گاه به من گاه به تو
پای پر آبلة من نگران است هنوز
که مبادا نرسد آخرش این راه به تو
باز شرمنده شدم پیش تو ، گرچه گفتم
درد دیرینه خود را به صد اکراه به تو
خویش را گم کرده بودم و اندر پی خویش
سحری بود که برخوردم ناگاه به تو
ارجمند
عشق !
تو لکه ننگ نازنینی هستی
ناجور قشنگ نازنینی هستی
مبهوت تو مانده است مهتاب ای عشق !
حقّا که پلنگ نازنینی هستی !!
برداشتتان چیست ؟
نظربدهید!
بسم الله الرّحمن الرّحیم
گاهی باران آنقدر نمیبارد که گلها به له له میافتند
گاهی آنقدر میبارد که سبزهها غرق میشوند
بارش باران به نگاه و گناه ما بسته است
گاهی
از بردن لفظ « انسان » معذوریم ؛ در مورد کسانی که تمام عمرشان ـ به فرموده امام علی (علیه السلام) ـ بین کاهدان و آبریزگاه (توالت خودمان ! ) صرف میشود .
عالم و آدم به تفکر میخوانند و بعضی به چهار شاهی لذتشان دلبستهاند . خودمانیم خسته نمی شوند ؟! تحمل گنداب نفس برایشان سخت نیست . گاهی گداری یک حمامکی بکنند بدک نیستها !
و جمعه فرصت خوبیست آی آدمها ! برای آنکه دمی سر کنید بی غمها
نگاه خود را از توی زخم بردارید سپس بگیرید آن را به زیر مرحمها
اگر دلتان شکست ما را هم دعا کنید . یا حق
یا مقلّب القلوب و الابصار
شاید یکی از معانیی که ایرانیان باستان از چهارشنبه سوری و پریدن از روی آتشمد نظرشان بود این باشد که : با توبه کردن از گناه ، از آتش دوزخ ( که تجسم گناهانتان است ) بگذرید و پاک شوید و وارد بهشت گردید .
آنگونه که در نظرم هست آنان از روی هفت پشته از آتش میپریدند که میتواند کنایه از هفت طبقه جهنم باشد .
مردم ما را ببین که با بی توجهی به معانی فقط به قشر میپردارند و به دردسر میافتند .
به امید عقل ورزیدن .
یا حق
به نام خداوند محمد
در شب میلاد رسول مهربانی و رحمت محمد مصطفی ( صلّی الله علیه و آله ) و امام به حق ناطق جعفر صادق ( علیه السلام ) این چند بیت ( قسمتی از یک ترکیب بند بلند ) تقدیم آن غایب از نظر ( عج الله تعالی فی فرجه ) ان شاء الله بر ما منّت نهند و از ما بپذیرند :
ای شب تیره به چاه نگهت زندانی
ماه در پیش رُخت شهره به سرگردانی
سروها مهو تماشای قدت پنهانی
شدهام عاشق تو گرچه خودت می دانی !
بهرهام نیست ز عشق تو بجز حیرانی
طرح چشمم شده از دوری تو بارانی
طاق ابروی تو محراب نمازم شده است
نام تو سادهترین راز و نیازم شده است
از فراقت چه بگویم تو که خود میدانی
پیشت از درد بمویم تو که خود میدانی
آه خالیست سبویم تو که خود میدانی
کرده غم حمله به سویم تو که خود میدانی
شده از اشک وضویم تو که خود میدانی
فاش شد سرّ مگویم تو که خود میدانی
داده فکر تو چنان آب به تیغ مژهام
که شبی کشته شده خواب به تیغ مژهام
عشق را من سپر تیر هوس ساختهام
از غمت گرد خود ای دوست قفس ساختهام
بال من سوخته با سوز ز بس ساختهام
پی خوشنودی تو با همه کس ساختهام
آه از آتش این سینه نفس ساختهام
پی دیدار تو از اشک ، قبس ساختهام
سوختم گرچه ولی سوختنم وقف تو باد
آتش از چشم برافروختنم وقف تو باد
حقیر زین العابدین آذر ارجمند لنگرودی

