به نام خداوند شهیدان
این نیمچه غزل هم تقدیم به سردار بزرگ گیلان املاکی است :
![]()
رفتی به بزم آینه هایی نسوخته
جا مانده است از تو صدایی نسوخته
ای لاله! ای شقایق ! ... پیدا نمی شود
بر پیکر رشید تو جایی نسوخته
پرواز ، سبز و آبی و پروانه، سرخ و زرد
: دروازه ای به سوی فضایی نسوخته
تصویرِ یک مکعب و یک مشت استخوان
همراه چند پاره از آیینه سوخته!!
در شعله های یاس، امیدم به رویشت
باور کن، آی عشق! - کجایی - نسوخته
در نقطه عروج تو و همرهان تو
تنها به دست آمده پایی نسوخته
هر چند آسمان هم آتش گرفته است
پرهای مرغهای هوایی نسوخته
گفتی که رسم آمدن عاشقانه نیست
از سرزمین عشق بیایی نسوخته

