سلام
وزن ( دوری ) شعرت « فاعلاتن مفاعلن فعلن » ( یا فَعَلن ) است ( آه بابای خوب قصه چرا ... )
در مصراعها زیر وزن به « فاعلن مفاعلن فعلن » تقلیل می یابد یعنی یک هجای بزرگ کم است : من پس از آوردن آن مصرع ، با اضافه کردن یک هجا ، درست شده اش را نیز میآورم . میتوانی کل مصرع را با طبع خودت و آنگونه که می خواهی تغییر بدهی :
« زودتر تو را خدا دکتر » را اینگونه بخوان : زودتر فَع تو را خدا دکتر ( در این مصرع به اندازه یک « فع » وزن کم است . میتوانستی بگویی : « زودتر ـ هان ـ تو را خدا دکتر » .
درد خندهاش مرا میکشت : درد گلخندهاش مرا می کشت ( هجای کم را با گل پر کزدم ! )
خیره به در مطب مانده : خیره به فع در مطب مانده ! فع را کم دارد ! ( خیره به دکتر و مطب مانده ! )
حسرت تبسمت اینجا : حسرت فع تبسمت اینجا ! : حسرت خنده کردن آن مرد ...
ابر پارة دلم ، تا ماه ... ابر صدپاره دلم تا ماه ...
در ضمن : « ذکر میگفت سرفه هایش را » قشنگ تر است
به نگاهت نمیرسم آخر ... قشنگ تر است ( داشتن کلمه آخر ایهام زیبایی خواهد داشت ) و نگات درست نیست .
راهروها فَ میدوم سمتت ( یک هجای کوچک کم دارد ) البته من آواره ... هم مصرع ضعیفی است ( میتوانم برایت درست کنم امّا شعر مال تو است مال من نیست !! )
راه رو را که می دوم سمتت – حتم دارم که در به در شده ام ( در به در شدن یعنی آواره شدن در ضمن در اتاقهای زیادی را پشت سر گذاشته ای )
اگر پیامتان را عمومی بگذارید راحت تر می شود به آن پاسخ گفت
اگر سئوال دیگری دارید شماره تماس من 09113446952 است
موفق باشید !

