به نام خدا
راستی در خیبر را چه کسی کنده ؟!
میگویند در قدیم بازرسی مأمور شد از وضع تحصیل دانش آموزان مدرسهای گزارشی تهیه کند. وارد کلاسی شد و از شاگردی پرسید : در خیبر را کی کند ؟ شاگرد خودش را باخت رنگش سفید شد ، گفت خدا شاهد است من خبر ندارم ! بازرس عصبانی شد رو به معلم کرد و گفت : این چه وضعی است این شاگرد نمیداند در خیبر را که کنده ؟! آقای معلم بدون معطلی گفت او پسر خوبی است ، تاکنون چنین کارهایی از او سر نزده !! بازرس به اطاق مدیر رفت و گفت آقای مدیر این چه وضعی است از شاگردی پرسیدم در خیبر را کی کنده ، اظهار بی اطلاعی میکند ، آموزگارش هم نمیداند که در خیبر را چه کسی کنده است . مدیر نگاهی به بازرس کرده و می گوید : بنده معذرت می خواهم در این مورد تحقیق و خاطی را پیدا و مجازات خواهم نمود !! آقای بازرس گزارش مفصلی برای وزیر فرهنگ آن زمان نوشت و پس از شرح ماوقع ، متذکر شد که نه دانش آموز ، نه معلم و نه مدیر هیچکدام نمیدانستند در خیبر را کی کنده . گزارش به وزیر فرهنگ که رسید زیر گزارش نوشت : حسابداری از بودجه ماه آینده فرهنگ بهای درب مورد نظر را کسر نمایند شما هم سر و صدا راه نیندازید ، آبروی خودمان میرود ،و ... راستی در خیبر را کی کنده ؟! شما می دونین ؟! چند تا از دانش آموزان و معلمها و ... ( الخ ) ما میدونن در خیبرو کی کنده ؟! یا مثلاً اسب سپید رستم چه رنگیه و یا ... بیاین توی کلاس خصوصی خودم بهتون میگم در خیبر رو کی کنده !! البته مبلغ ... را به شماره حساب ... واریز کنین ، چی ؟! کارت خوان ؟! آره کارت خوان هم داریم، خوبش را هم داریم !!!!!!

