• وبلاگ : شين مثل شعور
  • يادداشت : داستان غيرت
  • نظرات : 0 خصوصي ، 7 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    سلام زنده دل
    اين داستانها در کسي تا ميزاره که وگوش دلش هنوز بسته وختم الله علي قلوب و...نشده خيلي از کس ها چون تبادل مي کنند اصلا راضي راضيند
    هرروز آدم هاي زيادي متولد مي شوند ولي آدميت ، انسانيت ، شرافت درحال انقراض است
    بچه با غيرت هاي شهر ما که يه طومار وعريضه نوشتند ودر سميناهار ائمه جمعه استان به يکي ازبزرگان دادند ولي خب ديگه ....