شین مثل شعور
سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.

ای کاش من هم در رکابت می زدم شمشیر

 به نام خداوند علی اعلی

 با سلام بر شیعیان آن حضرت

طرح گرافیک شهادت حضرت علی

تقدیم به مولی الموحدین ، امیرالمؤمنین علی ( علیه السلام )

ای برکشیده از عدالت بر ستم شمشیر 

ای کاش من هم در رکابت می زدم شمشیر

تو پهلوان پهلوانانی ، ابوالعشقی

حتّی در آب و آتشت آورده کم ، شمشیر

عشق تو را در دل چو دارم کی اثر دارد

در باورم یک لحظه طعنه ، برتنم شمشیر

تو مهربان بابایِ مظلومِ یتیمانی

ای ذوالفقارت خنده رو و پشت خم شمشیر

تو آمدی و عشق را با خویش آوردی

پیش از تو در باغ سخن می‌زد قدم شمشیر

تا نام سبزت در حریم آسمان پیچید

در دستهای نازنینت شد قلم شمشیر

بستی کمر را زیر لب با خویشتن گفتی :

آمادة آمادة آماده ام ، شمشیر !

فزتُ و ربّ الکعبه‌ات حاکی از آن دارد. 

کز چهرة مانند ماهت برده غم ، شمشیر

شق القمر کردی ، ز خون چهره ات پیداست

شد قاتلت مولای من هم زهر ، هم شمشیر




تاریخ : جمعه 95/4/4 | 5:3 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

شعر : بکنم یا نکنم !

به نام خدا

http://photos01.wisgoon.com/media/pin/images/o/2014/5/1399893635194280.jpg

خویش را پیش تو رسوا بکنم یا نکنم !؟

پیش تو معرکه بر پا بکنم یا نکنم !؟

 

آنچنان محو تو هستم که گمانم تو منی

خویش را در تو تماشا بکنم یا نکنم !؟


هرچه کردم غم این راه به آخر نرسید

شک به پاهای خود آیا بکنم یا نکنم !؟


موج گفتند به من گرچه، ولی شک دارم

پشت یک لحظه به دریا بکنم یا نکنم !


شمع من ! شب پره‌ای مثل منت نیست ... بگو

که ز لبخند تو پروا بکنم یا نکنم !؟

 

مانده ام با همه‌ی بی خودیم اینکه تو را

جان من ! از تو تمنّا بکنم یا نکنم !؟

 

ایستاده است غمت خیره به من می‌نگرد

درِ این سینه بر او وا بکنم یا نکنم !؟


عکس زیبای تو را تار چرا می‌بینم

آه بر آینه ها « ها » بکنم یا نکنم !؟


عقل منعم کند از عشق تو، ای دوست ... به او

اعتنا ، خویش بفرما بکنم یا نکنم !؟

 




تاریخ : سه شنبه 95/3/4 | 11:17 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

شعر « یا منتقم ! »

به نام خدا 

آخرین سروده حقیر تا امروز که تقدیم می شود به آن غائب از نظر


عشقت بسوی ما نگاهی تا می اندازد

در سینه ما موجی از غوغا می اندازد

ساحل نشینان غمت بر خویش می لرزند

چینی که بر پیشانیش دریا می‌اندازد

« یا منتقم ! » اسم قشنگ و با مسمّایت

ما را به یاد حضرت زهرا می اندازد

پروانه، پای عشق وقتی در میان باشد

خود را میان شعله بی پروا می اندازد

بر عرش ریسه می زند ... جبریل هم انگار

دارد کمی گلخنده ات را جا می اندازد !

خورشید مست چشمهایت می شود وقتی

نور جمالت سایه بر دنیا می اندازد

می بینی و چیزی نمی گویی ... فدای تو !

ما را همین شرمندگی از پا می اندازد

ما دست بر سر « السلام ای عشق » می گوییم

ما را به یادت این سلام آقا می‌اندازد !؟

این بیتها ما را به تو نزدیک خواهد کرد

از چشمهای نازنینت یا می اندازد

امشب شب روضه اگرچه نیست ، تنهائیت

ما را به یاد حیدر تنها می اندازد

این خار، بی خود می‌شود از خود نظر وقتی

بر دستهایت ای گل زیبا می اندازد

 

اللهمّ عجّل لولیک الفرج

از نظرات ارزشمندتان بهره مندم بفرمایید خوشحال خواهم شد





تاریخ : دوشنبه 95/3/3 | 5:5 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

تقدیم به رسول مهربانی و لبخند

به نام خدا

 تقدیم به رسول مهربانی و لبخند خاتم انبیاء محمد مصطفی ( صلّی الله علیه و آله ) به امید کسب شفاعت آن رحمةٌ للعالمین

پیامبر اسلام(ص) چگونه نماز می‌خواند ؟

ز لبخندت گلاب ناب قمصر می‌شود پیدا

تو خورشیدی که در خاک درت زر می‌شود پیدا

دمی غواص‌ها از غوص کردن وا نمی‌مانند

در اقیانوس لطفت بسکه گوهر می شود پیدا

برای قلع و قمعِ غم ز قلب عاشقان، گویا

علی با ذوالفقار از سمت خیبر می‌شود پیدا !

تفحص گر کند جبریل قدری خاک پایت را

در آن از عاشقانت سر به سر، سر می‌شود پیدا !

بقیع چشمهایت را شدم زائر نفهمیدم

چرا اینقدر اطرافت کبوتر می‌شود پیدا

چه اعجازیست در چشم تو ای البرز، کز یادش

به خون در چشم من دریای احمر می‌شود پیدا !

تبسم می کنی و نور بر آفاق می پاشی

و از کنج لبت خورشید خاور می‌شود پیدا

اگر باران رحمت ! بگذری از شوره زار من

ز هر سو در پی‌ات سرو و صنوبر می‌شود پیدا

تو خود عین بهشتی ... در بهشتی ... دخترت وقتی

نگاهی می‌کند سوی تو، کوثر می‌شود پیدا

صمد از عالم و آدم چه زیبا بی نیازت کرد

میان دست و بالت مثل حیدر می‌شود پیدا

ندارد ظرفیت دنیا که قَدرت را کند معلوم

ستیغ قاف عشقت روز محشر می‌شود پیدا

به اشک خویش می‌شویم گناه چشمهایم را

چنین عکس تو در آئینه بهتر می‌شود پیدا

برای سجده بر خاک درت ابلیس از این سو

و حتّی آدم از آن سوی دیگر می‌شود پیدا

تو ای مبهوت تو پروانه های مست و شوریده

ز لبخندت گلاب ناب قمصر می شود پیدا

اللهمّ صلّ علی محمدٍ و آلِ محمدٍ و عجّل فرجهم

 




تاریخ : چهارشنبه 95/2/29 | 4:6 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

یک علی موسی الرّضا

به نام خدا

غزل تقدیمی به امام رضا ( علیه آلاف التّهیّة و الثّناء )

در عشق خواهی سوخت از غم شاد اگر باشی

مثل نسیم از قید و بند آزاد اگر باشی

لبخند خواهی زد چو شمع و گریه خواهی کرد

در آب و آتش جامع اضداد اگر باشی

سنگ دلت چون موم، نرم نرم خواهد شد

یک لحظه جای پنجره فولاد اگر باشی

بگذار از سر قصه شیرین لیلی را

مجنون گنبد می شوی فرهاد اگر باشی !

باید از آن بالا بگیری عکس از گنبد

آری ... چه حالی می‌دهد پهباد اگر باشی !

اینجا ضمانت می‌شود از گرگ یا آهو

فرقی ندارد صید یا صیاد اگر باشی !

اینجا کسی سهمی ندارد هیچ از غربت

حتّی چو من از ناکجا آباد اگر باشی

یک لحظه خود را جای من بگذار می بینی

کی می کشی دست از حرم معتاد اگر باشی !!

 آب حیات از ساق سقّا خانه می‌جوشد

می‌نوشی از آن ، خضر فرخزاد اگر باشی

بی پرده خواهی دید نور عشق را اینجا

حتّی عزیزم ! ... کور مادر زاد اگر باشی !!

اینجا کبوترها تو را زیر نظر دارند

حتّی  میان صحن گوهرشاد اگر باشی !

با یک « علی موسی الرّضا » حل می شود مشکل

حتّی به محشر گیر در مرصاد اگر باشی !

هرگز از این در دست خالی برنخواهی گشت

هان در گدایی مثل من استاد اگر باشی !

اسمت میان عاشقانش ثبت خواهد شد

باب الرّضا ... زائر ... شب میلاد اگر باشی


هر کسی برا ی زیارت آقا مشرف شد ،  این  ابیات ناقابل را از طرف حقیر مقابل پنجره فولاد بخواند

حقیر : زین العابدین آذرارجمند لنگرودی

@simorghha

 




تاریخ : جمعه 95/2/10 | 4:19 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

شعر زلال اعتکاف

به نام خدا

شعر زلال اعتکاف :

 

http://s5.picofile.com/file/8122700768/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81_0.jpg

 

ناشکیبیم از خیال اعتکاف

لحظه های بی زوال اعتکاف

آسمان روبرو آبی شده است

باز باید کرد بال اعتکاف

گوش شیطان کر ! ... فرو خواهیم برد

دست خود را در زلال اعتکاف

قلب ما بی قیمت و ناقابل است

گوشه‌ی این سینه مال اعتکاف

میوه‌ی « طوبی لهم » ... « حسن المآب »

چید باید از نهال اعتکاف

 عشق » را حتماً دعا خواهیم کرد

دستمان گر داد حال اعتکاف !


حقیر : زین العابدین آذرارجمند لنگرودی

کانال :
https://telegram.me/simorghha

 

 




تاریخ : شنبه 95/1/28 | 8:13 صبح | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

اعتکاف ... حج عاشقان

 

به نام خدا

اعتکاف حج عاشقان است 

وقوف در مشعر شهود

طوافی ایستاده گرد بیت المعمور اشتیاق به حضرت دوست

اینجا حریم روشن سنگر مبارزه با نفس است

تیغ جهاد اکبر از غلاف عزم بدر آوریم 

نفس را به منای « نخواستن » ببریم ( 1)

و به خواهشها پشت کنیم

اگر نمی توانیم تمام بت « وثنیت و ثنویت » را بشکنیم به شکستن دست و پای آن مشغول باشیم (2)

در بیت نفسمان ، تا کی ندای « سوف ... سوف » بر نوای « این الرّجبیون » فائق آید (3)

تا کی داغِ آب و نان بر جگرمان بر سوز عشق غلبه کند

تنها همّ و غم ما شکم فرزندان باشد و در همسایگی کوثر،  بر گرد محور « تکاثر » بگردیم !

آی عارفان مشتاق

رسیدن عرفه اشتیاق بر شما مبارک

حال که قدم در وادی طُوای ِ سکینه و آرامش گذاشته اید، ما را از دعای خیر محروم مدارید

 

اصلاً من می گویم :

در جهاد اکبر نیز انسانها سه دسته اند

دسته اول :

آنان که کلاً در این جهاد شرکت نمی کنند و حتی فکر همسنگر شدن با شهدای آینده ،در مخیله شان جرقه‌ای هرچند کوتاه نمی زند

دسته دوم : آنان که می آیند و به مقصد نمی رسند ... در اعتکاف باید از چرب و شیرینِ هم صحبتی با غیر برید

و امّادسته سوم ... آنان ... چه آنانی !!

آنان که نیامده، اسمشان در جریده با دوام رجبیّون ثبت است و بلیط درک شب قدر برایشان صادر شده است

و امّا ما !

در کدام سلک جا می گیریم

گاهی فرزندان مایه ابتلا هستند و گاهی پدر و مادر !

آی !

پدر ! ... مادر !

فرزندت را برای رسیدن به سرمنزل حقیقت ، تجهیز کن ... نه آنکه رأیش را بزنی

و به در قیامت مورد این خطاب واقع شوی که : وقفوهم ... انّهم مسئولون (4 )

یعنی : نگاهشان دارید ... آنان باید پاسخگو باشند !!

خدایا !

تو آنگونه هستی که من می پسندم

مرا انچنان کن که خود می پسندی !

 

پانوشت :

1- سرزمین منی به تعبیری یعنی سرزمین تمنا و آرزو ... در اعتکاف بر عکس باید سعی کنیم که از خواسته ها و آرزوها بگذریم !

2- ثنویت : دو خدایی / وثنیت : کفر، شرک، بت پرستی

3- ُبرگرفته شده از دعای شاکین ( خمس عشر ) : اشکو الیک نفساً ... و تسوّفُنی بالتّوبة ... به تو شکایت می کنم از نفسی که ... به من وعده توبه می دهد و می گوید بزودی توبه خواهی کرد !!

4- آیه 24 سوره صافّات

 

 

حقیر : زین العابدین آذرارجمند لنگرودی / جمعه / ... 95/1/27

عزیزان !
اگر توانایی و یا وقت شرکت در اعتکاف را ندارید می توانید با پرداخت هزینه شرکت یک نفر ( که از نظر مالی توانایی ندارد ) به هرچه باشکوهتر انجام شدن این سنت حسنه کمک کنید
تا نیابتاً از سوی شما یک نفر ( یا هر نعداد که مایل هستید ) کسی معتکف شود
هزینه 25 هزار تومان است

 




تاریخ : جمعه 95/1/27 | 8:9 صبح | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

شعر سکوت

به نام خدا

دومین شعر سال 95 هم تقدیم به مولایمان حضرت حجت ( عجّل الله تعالی فرجه )

 

http://photos02.wisgoon.com/media/pin/photos02/images/o/2016/3/18/18/1458313441813708.JPG

خم کرده است زیر نگاهم کمر سکوت

والشّمس چشمهای من و والقمر سکوت

هرچند سوز هفت دماوند در من است 

آرام کرده است مرا یک خزر سکوت

یکریز اشک از مژه ام می چکد بزیر

در چشم من گذاشته گویی اثر سکوت

احساس می کنم که پر از آبر آبیم

در ذهن من گشوده چنان بال و پر سکوت

چیزی نباید از من و از غیر سر زند

وقتی بزیر نزد تو آورده سر سکوت

خورشید! سالهاست که با یاد روی تو

مهتاب کرده است ز شب تا سحر سکوت

من خسته از سکوتم و لب وا نمی کنم !

انگار از من است ز من خسته تر سکوت

این است نامعادله دوری از رُخت

منهای « عشق » از حسرت،  ضرب در سکوت

حرفی بزن رسیده به لب جان عاشقان

ای در هوای گفتن تو دربدر سکوت !

 




تاریخ : پنج شنبه 95/1/5 | 11:40 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

رشک خزر !

به نام خدا

اولین غزل که در سال 95 سروده شده / تقدیم به خاک پای مهدی زهرا ( سلام الله علیهما )

 

http://s5.picofile.com/file/8108267300/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C.jpg

 

 

 

ای آنکه بهاری و به ما می نگری تو ! 

از آمدن خویش نداری خبری تو !؟ 

از عطر تو محبوبه شب مست و خراب است (1) 

از یاسمن و یاس و سمن خوبتری تو !

ای در عظمت دستخوش غبطه البرز

در وسعت خود موجب رشک خزری تو

خورشید جنون سر زده از خاور چشمت

ای عشق ! که خود سر زده از باختری تو

بر خاک درت سر ز چه رو ما نگذاریم !؟

کز هر چه دل و دلبر و دلدار سری تو

مائیم و سر کوی تو و ساز شکسته

این ناله ما را بخری یا نخری تو

بین تو و ما فا صله ای نیست جز اینکه

ما منتظران منتظِر و منتظَری تو ! (2)

در محضرت از بی کسی خود چه بگوییم

وقتی که ز ما بی‌خبران باخبری تو

اللمّ عجّل لِولیکَ الفرج

 


پ . ن :
1- محبوبه شب : شب بو !

2- منتظَر : کسی که در انتظار او هستند !

 




تاریخ : چهارشنبه 95/1/4 | 3:50 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

اقدام و عمل

هوالحق

گفتیم که موسم غزل آمده است
الطاف خدای لم یزل آمده است
بعد از گفتن ز اقتصادی پویا
هان موقع « اقدام و عمل » آمده است

اولین سروده حقیر در سال 95
به عشق رهبر فرزانه
به پاس پیام زیبا و قابل تأملشان




تاریخ : یکشنبه 95/1/1 | 9:37 صبح | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر


  • paper | سبزک | تبلیغات متنی