سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
چهارپاره - شین مثل شعور
شین مثل شعور
در پرستش بی دانش، و دانش بی اندیشه و (قرآن) خواندن بی تدبّر، خیری نیست . [امام علی علیه السلام]

>>زین العابدین آذر ارجمند ( پنج شنبه 17/1/91 :: ساعت 12:36 صبح)

 بسم ربّ الزّهراء


یک دو بیتی و یک چهار پاره تقدیم به فاطمیّون



منم ـ ای جان به قربان حسینت ـ


گدایی از گدایان حسینت


تمام عشق ! از من رو مگردان


تو را جان تو و جان حسینت !!


 


عشقِ آبیِ آسمانی


 


گفتن از « عشق » گرچه آسان نیست


ای زبان باز کن نگاه مرا


تا ببینم سپید خواهد کرد


« شوق » لبخند روسیاه مرا


 


من از این راه دور آمده ام


تا شوم آشنای عشق ، همین !


خاک هستم اگرچه ، می‌خواهم


که بیفتم به پای عشق ، همین !!


 


مثل پروانه های سرگردان


بین راه مدینه گم شده‌ام


پی حس نگاه ابری تو


عازم آسمان قم شده‌ام


 


تویی آن یاس سبز پوش سپید


که به سرخی نشسته بال و پرش


کیست غیر از تو آسمان زمین


کیست غیر از تو مادر پدرش


 


گرچه پیش تو ریخته ست دگر


همة آبروی من ، بی بی !


من ز جنس بهار خواهم شد


گر بخندی بروی من ، بی بی !


 


آب شد مظهر عطوفت تو


مادر مهربان آینه‌ها !!


باز با نور باز خواهد شد


گر بخندی ، زبان آینه ها


 


آه این دستهای آلوده


که به سویت دراز گشته تهی


یار غار علی ! خدا نکند


که ببینم که بازگشته تهی !


 


گر چنین خاکیم ببخش مرا


و نگاهم اگر چنین مانده است


چه کنم مدتیست پاهایم


محو تاریکی زمین مانده است


 


دل من وقتی از تو می گویند


به خودش بوی شرم می گیرد


شادم از اینکه با دل سردم


غم عشق تو گرم می گیرد


 


آه « بی بی » اگر اجازه دهی


به تو مادر بگویم از این پس


پیش روی تو سعی خواهم کرد


نرود آبرویم از این پس


 


باز امشب برای پهلویت


غزلی عاشقانه خواهم ساخت


خواهم آمد برای دیدن تو


شعر خود را بهانه خواهم ساخت


 


عشقِ آبیِ آسمانی من


ای نگاهت بهانه اشکم


در رثای تو تا ابد جاریست


نوحة عاشقانه اشکم


 


یا زهرا اشفعی لی


  نوشته های دیگران ()
>>زین العابدین آذر ارجمند ( چهارشنبه 17/12/90 :: ساعت 11:59 عصر)

بسم ربّ الشهداء و الصّدیقین


این شعر قسمتی از یک چهارپاره است که به عشق بسیجیان حقیقی ، مخصوصا سردار بزرگ اسلام حسین املاکی سروده شده . اویی که رهبر فرزانه انقلاب در باره‌اش فرمود : « قهرمان یعنی این ! »





بگذریم از عده‌ای از جنگ برگشته ! که با عملکردشان نشان ‌دادند که در همنشینی با شهدا هم شهدا را نشناختند ... بگذریم !


 (تقدیم به همه کسانی که خاموش نمی‌نشینند !! )


من به پاهای خویش شک دارم        ارتفاعم چقدر پست شده ‌ست


سایه‌ام را بگو ! که می لرزد       مثل دیوانه‌ای که مست شده‌ ست


 


من نمی‌دانم این چه تقدیریست       اینچنین در به در نبودم من


فکر من سوخته‌ ست ؛ از باران       اینهمه بی خبر نبودم من


 


شده‌ام شاعر عروسکها      واژه‌هایم چقدر مشکوکند


اثری دیگر از نگاهم نیست       استخوانهای بودنم پوکند


 


چنته‌ام خالی است و توپم پر !      مثل یک چاله مچاله شده


به حسابم چقدر بی دردی       آه این روزها حواله شده


 


پیش پروانه مثل شمعی که       شده شرمنده از زبانة خود


مدتی می‌شود که مشکوکم       به غزلهای عاشقانه خود


 


مدّتی می شود که من دیگر       از خودم ، از شما نمی‌ترسم


از شما ؟! از خدا که پنهان نیست         به خدا از خدا نمی ترسم !!


 


کاش از جبهه بر نمی‌گشتند        ساک و چفیه ، پلاک و پوتینم


پای اندیشه‌ام قلم شده است       آه این روزها چه سنگینم


 


کاش باز از شلمچه می‌‌آمد       آب و آئینه‌ای ، غمی ... چیزی !


عقربی ، سنگری ... چه می‌دانم !!       سوز گرما ، نسیم پائیزی


 


شانه‌ام درد می کند ، افسوس        بالهایم چه زود افتادند


پیله کردند خارها بر من       در من آویختند و گل دادند


 


از لب هر شهید می ریزند       واژه‌هایی که لاله‌گون شده‌اند


عشق دشتیست سرخ ، لبریز از         لاله‌هایی که واژگون شده‌اند


 


یاد آن روزهای سبز به خیر      عشق را غرفه غرفه می کردند


می‌رسیدند بی رمق از خط       تانکهایی که سرفه می کردند


 


نخلهایی که منتظر بودند     مثل یک مشق سبز خط بخورند


یا خیالی نبود ، ترکش و تیر     از چپ از راست از وسط بخورند


 


نخلهایی که تاب برمی‌داشت     مخشان ، باز خنده می‌کردند


می‌زدند از فشار موج آرام     زیر آواز ، خنده می‌کردند


 


نخلهایی که عامل اعصاب     چیزی از ذهنشان به جا نگذاشت


روی قانون عشقشان امّا      تیغ ، یک لحظه نیز پا نگذاشت ...


بقیه طلبتان  . یا حق


  نوشته های دیگران ()
>>زین العابدین آذر ارجمند ( چهارشنبه 4/9/88 :: ساعت 12:22 صبح)

بسم ربّ الشهداء و الصّدیقین


این شعر قسمتی از یک چهارپاره است که به عشق بسیجیان حقیقی ، مخصوصا سرذلر بزرگ اسلام حسین املاکی سروده شده . اویی که رهبر فرزانه انقلاب در باره‌اش فرمود : « قهرمان یعنی این ! »


بگذریم از عده‌ای از جنگ برگشته ! که با عملکردشان نشان ‌دادند که در همنشینی با شهدا هم شهدا را نشناختند ... بگذریم !


 


به خاطر هفته بسیج : (تقدیم به همه کسانی که خاموش نمی‌نشینند !! )


 


من به پاهای خویش شک دارم        ارتفاعم چقدر پست شده ‌ست


سایه‌ام را بگو ! که می لرزد       مثل دیوانه‌ای که مست شده‌ ست


 


من نمی‌دانم این چه تقدیریست       اینچنین در به در نبودم من


فکر من سوخته‌ ست ؛ از باران       اینهمه بی خبر نبودم من


 


شده‌ام شاعر عروسکها      واژه‌هایم چقدر مشکوکند


اثری دیگر از نگاهم نیست       استخوانهای بودنم پوکند


 


چنته‌ام خالی است و توپم پر !      مثل یک چاله مچاله شده


به حسابم چقدر بی دردی       آه این روزها حواله شده


 


پیش پروانه مثل شمعی که       شده شرمنده از زبانة خود


مدتی می‌شود که مشکوکم       به غزلهای عاشقانه خود


 


 


مدّتی می شود که من دیگر       از خودم ، از شما نمی‌ترسم


از شما ؟! از خدا که پنهان نیست         به خدا از خدا نمی ترسم !!


 


کاش از جبهه بر نمی‌گشتند        ساک و چفیه ، پلاک و پوتینم


پای اندیشه‌ام قلم شده است       آه این روزها چه سنگینم


 


کاش باز از شلمچه می‌‌آمد       آب و آئینه‌ای ، غمی ... چیزی !


عقربی ، سنگری ... چه می‌دانم !!       سوز گرما ، نسیم پائیزی


 


شانه‌ام درد می کند ، افسوس        بالهایم چه زود افتادند


پیله کردند خارها بر من       در من آویختند و گل دادند


 


از لب هر شهید می ریزند       واژه‌هایی که لاله‌گون شده‌اند


عشق دشتیست سرخ ، لبریز از         لاله‌هایی که واژگون شده‌اند


 


یاد آن روزهای سبز به خیر      عشق را غرفه غرفه می کردند


می‌رسیدند بی رمق از خط       تانکهایی که سرفه می کردند


 


نخلهایی که منتظر بودند       مثل یک مشق سبز خط بخورند


یا خیالی نبود ، ترکش و تیر       از چپ از راست از وسط بخورند


 


نخلهایی که تاب برمی‌داشت          مخشان ، باز خنده می‌کردند


می‌زدند از فشار موج آرام        زیر آواز ، خنده می‌کردند


 


نخلهایی که عامل اعصاب       چیزی از ذهنشان به جا نگذاشت


روی قانون عشقشان امّا      تیغ ، یک لحظه نیز پا نگذاشت ...


 


بقیه‌اش طلبتان !!


 


  نوشته های دیگران ()
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
 
فهرست ها
 RSS 
خانه
ارتباط با من
درباره من
پارسی بلاگ

بازدید امروز: 279
بازدید دیروز:  94
مجموع بازدیدها:  50532
منوها
» درباره خودم «


شین مثل شعور
زین العابدین آذر ارجمند[213]
تنها خداست که می ماند

» فهرست موضوعی یادداشت ها «

شعر[12] . عشق[8] . غزل[8] . امام خامنه ای[6] . امام زمان[6] . انتظار[4] . تک بیتی[4] . شهید[4] . حافظ[4] . حسین[4] . داستان[3] . حجاب[3] . چهارپاره[3] . جمعه[3] . جهنم[3] . بهار[3] . آسمان هشتم[3] . صدا و سیما[3] . طنز[3] . فاطمه[3] . فتنه[3] . معلم[3] . میلاد[3] . هاشمی[3] . مهدی[2] . فاطمیه[2] . عرفه[2] . قرآن[2] . فاطمه زهرا[2] . عذابهای جهنم[2] . کربلا[2] . چمران[2] . طبقات جهنم[2] . عباس[2] . اعتکاف[2] . انتظار ظهور[2] . امام خمینی[2] . امام رضا[2] . بی حجابی[2] . اوباما[2] . املاکی[2] . امیرالمومنین[2] . بدحجابی[2] . بسیج[2] . جنگ[2] . خامنه ای[2] . دفاع مقدس[2] . شعر انتظار[2] . شعور[2] . رباعی[2] . زینب[2] . زینب کبری . ساختمان پزشکان . سحر . سحرخیز . سربازان گمنام امام زمان . سردار . سریال . سیزده بدر . سیما . شب جمعه . شب قدر . شجونی . ربط . رسول رحمت . رقص مرگ . رند . رندان . روز دانش آموز . روز معلم . ریگی . زن بابا . زهرا . شمس . شمسلنگرودی . شهادت . شهدا . شهر ابریشم . ده نمکی . دوبیتی . دیگران . دیوانه ها . راز و نیاز . راهنمایی و رانندگی . شهید دکتر مصطفی چمران . شیخ نخودکی اصفهانی . شیعه . صادق آل محمد . خانواده شهدا . خبر ورزشی . خرید و فروش رأی . خشم خدا . خلاقیت . خلّاقیت . خنجر . خنده . خیبر . داداشی . داستان بسیج . دانش آموز . دانشجویان ولایی . در خیبر . دعا . حسین بن علی . حسین غریب . حکایت . حمید جبلی . حنده بازار . جهاد اقتصادی . حاج محمود . حرمله . حسن خمینی . حبّ علی . بن لادن . جمعه دلگیر . جوادی آملی . جوک . چاک چاک . بدر . بده در راه خدا . برارای عراقی . انتخابات . املاکی . امیدوارکننده‏ترین آیه . اولین نماز جمعه . ایرج طهماسب . ایسم . این الرّجبیّون . باران . باغهای پرتقال . باوفا . بایرام لودر . بدبینها . بیانیه . پسر فاطمه . پسرخاله . پهلوانان . تابستان . تابلو . ترکیب بند . تشخیص مصلحت . تعطیلی . تفسیر . تفسیر یک بیت . بهاریه . بهشت علی سلام . بوش . تو . توتو . ثواب قرآن . امام رمان . امام خمینی ، انتخابات . امام سجاد . امامحسین . امامرضا . امت پیامبر . انتظار فرج . انجمن حجتیه . انحراف . انقلاب . انقلاب اسلامی . انقلاب سوم . اعجاز عددی . افغانستان . القاب . امام حسن . امام خامنه‏ای . 13 آبان . I love you . آزادی . آقا . آقازاده ها . آموزش و پرورش . آیت الله شمس . اخراجی ها . اخراجی‏ها . ادعا . اربعین . اربعین زینب حسین کربلا . ارشاد . اشک . اصحاب جمل . اصلاحات . عدالت . غیرت . فائزه هاشمی . فاتحه . فاشیسم . عارف . عارفان . عاشقان . صرفا جهت اطلاع . ضامن . ضامن آهو . ضرغامی . عشق امام زمان . عشق به رهبر . عشق به نماز . عشق حسین . عشق خدا . عصر جمعه . عطرشهدا . عکس . علمدار کربلا . علی . علی اصغر . علی اکبر . علی مرتضی . عید . عیدانه . غربت امروز . غربت حسین . کروبی . کریم اهل بیت . کعبه . کلاه قرمزی . کنیه . گاویسم . گرینف . گریه . گنجی . گیلانیها . لبخند . لطیفه . لنگرود . مأمومین . مال تو . ماه رجب . ماهیان آزاد . مبارزه با فساد . متهجریسم . مجتهدی . محرم . محرمعید . محشر . محمد ، صادق . مختار . مرگ . مصباح . معجزه جاوید . عراقی . عرفان . فاطمه زهراء . فتیله . فجر . فرج . قائم . قانون امام خمینی انتخابات . قلم . قم . کراوات . معنویت . ملانصر الدین . مناجات . مهاجرانی . فاطمیون . مهدی قائم گل نرگس فرج . موتورسوار . موسوی . نائب امام زمان . نخودکی اصفهانی . نماز . نماز جماعت . نماز شب . نمازجمعه . هفته معلم . همت . همساده . وزیر . ولایت . یا مهدی ادرکنی . یاسین . یس . کلاس خصوصی .
» آرشیو مطالب «

علی : عدالت محض [6]
بسته [9]
چند جرعه تماشا [7]
یک رباغی تقدیم به امام رضا ( علیه السلام ) [17]
آبان 87 [7]
دی ماه 87 [8]
اسفند 87 [7]
اردیبهشت 88 [6]
تابستان 88 [4]
شهریور 88 [8]
مهر 87 [5]
آذر ماه [12]
زمستان 88 [10]
بهار 89 [5]
فروردین 89 [6]
خرداد 89 [10]
شهریور 89 [5]
پائیز 89 [4]
آبان 89 [2]
آذر 89 [4]
زمستان 89 [8]
بهار 90 [10]
تیر 90 [3]
مرداد 90 [6]
شهریور 90
مهر 90
آبان 90 [2]
دی ماه 90 [5]
دی 90 [5]
بهمن 1390 [7]
تیر 87
اسفند 90 [11]
فروردین 91 [5]
اردی بهشت 91 [7]

» لوگوی وبلاگ «


» لینک دوستان «

آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام

» صفحات اختصاصی «

شهدا

» لوگوی دوستان «




» آهنگ وبلاگ «


» وضعیت من در یاهو «

یــــاهـو