به نام خدا
خواستم بخاطر حلول سال جدید چند لحظه بدون تمسخر کسی و یا قومی ، بخندیم :
دهقانى نزد یکى از همسایگان خود رفت تا الاغ او را قرض بگیرد . او عذرخواهى کرد که امروز الاغ را به کس دیگر دادهام ؛ در این بین صداى عر عر الاغ بلند شد. دهقان گفت: گویا الاغ شما در خانه است . همسایه گفت: شما حرف مرا قبول ندارید و حرف الاغ را قبول دارید ؟!

شخصی روزه نمىگرفت، ولى سحرى مىخورد، گفتند: تو که روزه نمىگیرى چرا سحرى مىخورى؟ گفت: نماز که نمىخوانم، روزه هم که نمىگیرم، اگر سحرى هم نخورم که دیگر کافر مطلق مىشو!!
شبى جمعى دور هم نشسته بودند، یکى گفت: دوستان، ساکت! گویا دزدی به خانه آمده است . گفتند: از کجا فهمیدى؟ گفت: چون دزد بىسر و صدا مىآید ، دزدى مىکند ؛ من هر چه گوش دادم صدایى نشنیدم، فهمیدم که دزد آمده !
شخصی می رفت بخوابد و دو لیوان در دست داشت یکی پر از آب و دیگری خالی . گفتند اینها برای چیست ؟ گفت این لیوان آب برای این است که اگر در نصف شب تشنهام شد آب آن را بنوشم ؛ گفتند آن دیگری چیست ؟ گفت : اگر تشنه ام نشد چه کنم ؟!
از یکی پرسیدند اگر گفتی فرق کبوتر چیست ؟ گفت فرقش آن است که این بالش از آن بالش مساوی تر است !!
از یکی پرسیدند اگر گفتی دو دوتا میشود چهارتا ؟! گفت می شود ده تا ! سئوال کننده برگشت و گفت نه بابا میشود شش تا ! آخرش هفتا ؛ نه ! ده تا نمیشود !!
از احمقی پرسیدند از خود احمق تر دیدهای ؟ گفت آری مردی دیدم که نان و یخ میخورد ! گفتند چه ربطی دارد ؟! گفت آخر یخ را همانطور پوست نکنده میخورد !
فردی به حج رفته بود به این نیت که اول اسمش « حاج » بیاورند . وقتی سختی اعمال حج بر او فشار آورد روزی فریاد کشید : خدایا گفتی به حج بیا آمدم ، امّا خودمانیم اگر خودت بودی میآمدی ؟!
فردی ساده لوح گاوش مریض شد . نذر کرد اگر گاوش خوب شود سه روز روزه بگیرد . بخاطر اینکه خدا را در رودربایستی قرار دهد قبل از خوب شدن گاو شروع به گرفتن روزه کد . روز دوم گاوش مرد . بر جنازه گاو امد و با عصبانیت رو به آسمان کرد و گفت : خدایا الآن گاو مرا میکشی با آنکه روزه گرفتهام ! صبر کن ماه رمضان بیاید همه را میخورم !!
می گویند روزی فیلی بود ... هنوز هم هست !!
به نام خدا
راستی در خیبر را چه کسی کنده ؟!
میگویند در قدیم بازرسی مأمور شد از وضع تحصیل دانش آموزان مدرسهای گزارشی تهیه کند. وارد کلاسی شد و از شاگردی پرسید : در خیبر را کی کند ؟ شاگرد خودش را باخت رنگش سفید شد ، گفت خدا شاهد است من خبر ندارم ! بازرس عصبانی شد رو به معلم کرد و گفت : این چه وضعی است این شاگرد نمیداند در خیبر را که کنده ؟! آقای معلم بدون معطلی گفت او پسر خوبی است ، تاکنون چنین کارهایی از او سر نزده !! بازرس به اطاق مدیر رفت و گفت آقای مدیر این چه وضعی است از شاگردی پرسیدم در خیبر را کی کنده ، اظهار بی اطلاعی میکند ، آموزگارش هم نمیداند که در خیبر را چه کسی کنده است . مدیر نگاهی به بازرس کرده و می گوید : بنده معذرت می خواهم در این مورد تحقیق و خاطی را پیدا و مجازات خواهم نمود !! آقای بازرس گزارش مفصلی برای وزیر فرهنگ آن زمان نوشت و پس از شرح ماوقع ، متذکر شد که نه دانش آموز ، نه معلم و نه مدیر هیچکدام نمیدانستند در خیبر را کی کنده . گزارش به وزیر فرهنگ که رسید زیر گزارش نوشت : حسابداری از بودجه ماه آینده فرهنگ بهای درب مورد نظر را کسر نمایند شما هم سر و صدا راه نیندازید ، آبروی خودمان میرود ،و ... راستی در خیبر را کی کنده ؟! شما می دونین ؟! چند تا از دانش آموزان و معلمها و ... ( الخ ) ما میدونن در خیبرو کی کنده ؟! یا مثلاً اسب سپید رستم چه رنگیه و یا ... بیاین توی کلاس خصوصی خودم بهتون میگم در خیبر رو کی کنده !! البته مبلغ ... را به شماره حساب ... واریز کنین ، چی ؟! کارت خوان ؟! آره کارت خوان هم داریم، خوبش را هم داریم !!!!!!
به نام خدا
سلام به همه دهه فجر مبارک خواستم در این ایّام ـ مخصوصاً در آغاز ماه ربیع و روزهای شادی که مژده باید داد آمدنش را و مشتلق گرفت ـ مطلبی طنز برایتان بگذارم باقی بقایتان . نظر یادتان نرود مسابقه چند گزینه ای :
پس از شرکت در امتحان زیر به خودتان گواهینامه بدهید!

1) گلاب بروتون 2) به دستشویی خوش آمدید 3) بفرمائید غذای حاجت ! 4) به مای بی بی نزدیک می شوید !
1) چرا تعجب می کنید؟ من که هنوز چیزی نگفتم 2) تعجب نکن بهر کسی اول خودت دوم کسی 3) هشدار : جاده در حال تعجب است 4) جناب ... طی بیانیه ای از انقلاب مصر حمایت کرد

1) دور زدی عوضت می کنم 2) منو دور می زنی؟! 3) عبور هرگونه خزنده ممنوع 4) این ره که می روی به دور برگردان است

1) چقد میری میای، این اداره تعطیله 2) این گوش در ، اون گوش دروازه 3) گذر پوست به دباغ خانه می افتد 4) آهسته برانید، دو عدد ماهی در حال دور زدن در سطل می باشند
1) عبور عمله با بیل ممنوع 2) اجرای سیاست هویج و بیل در دست تعمیر 3) به یک عمله با بیل نیاز است 4) محل عبور عمله با بیل 
1) شاخ زدن ممنوع 2) جاده در دست گاو 3) به قصابی نزدیک می شوید 4) به مرز اسرائیل نزدیک هستید

1) مثل بچه آدم رد بشوید
2) توقف بیش از دو نفر ممنوع
3) در این مکان دختر بازی نکنید مگر خودتان ناموس ندارید
4) گویند مرا چو زاد مادر
با خواهر خود شدم برادر !
برای شکلهای زیر خودتان سئوال بسازید




