نگاهی به فرازی از دعای ماه رمضان (2) - شین مثل شعور
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

نگاهی به فرازی از دعای ماه رمضان (2)

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

سلام علیکم

نگاهی به فرازی از دعای ماه رمضان (2) ( که بعد از نمازهای واجب خوانده می‌شود )

اللهمّ ادخل علی اهل القبور السّرور اللهمّ اغنِ کلّ فقیر

نمی دانم این « فقر » چه بدبختیی دارد که در یک دعا سه جا از خدا می‌خواهیم در مورد « فقر » هوایمان را داشته باشد : یکجا همینجاست : اللهمّ اغنِ کلّ فقیر ( خدایا تمام فقیران را بی نیاز کن و در جایی دیگر می گوییم اللهمّ سدّ فقرَنا بغناکَ ( خدایا نیاز ما را با بی‌نیازی خودت چاره کن ) و در آخر می گوییم : و اغننا مِن الفقر این سه فراز را کنار هم می گذارم یکبار دیگر آن را ببینید :

اللهمّ اغنِ کلّ فقیر

اللهمّ سدّ فقرَنا بغناکَ

و اغننا مِن الفقر

چند نکته که به ذهن من می‌رسد :

1- یکی از خصلتهای اولیاء الله « فراخواهی » در دعاست . سوزنشان برای خود و برای خواسته‌های خود گیر نمی کند . نقل است روزی کسی در نزد رسول خدا ( صلّی الله علیه و آله ) در مقام دعا گفت : خدا یا پیامبر را بیامرز مرا هم بیامرز ! ... حضرت به او فرمود چرا دور رحمت خدا سنگ چین کردی ؟! چرا فقط به من و خودت دعا کردی ؛ به همه مؤمنان دعا کن : « اذا دَعا احدُکُم فلیَعمّ فانّه اوجب للدعاء » ( هرگاه دعا می‌کنید به دعای خود عمومیت دهید که اجابت را حتمی می‌کند ) در این سه فراز « کلّ » و « نا » همین را می رساند

2- خداست که غنی مطلق است و غنا می بخشد ، نه غیر او ( بِغناکَ )

3- در فراز اول ، فقر می‌تواند هر نوع فقری باشد ؛ خدایا هر کس احساس فقر می کند ، با رحمت خود بی‌نیازش کن ؛ یکی احساس فقر مادی می کند ( مثلاً بدهکار است ) یکی احساس فقر معنوی می کند ... یکی احساس فقر دربُعد از تو می‌کند و ... تو همه را بی‌نیازی ببخش

4- در اصل « غنا خواستن » باید ، خواستن غنای مورد نظر خدا باشد در خصوص فقر مورد نظر خدا ! ( دقّت شود ) .

می‌گوییم :  خدایا ما فقیریم آنگونه که تو می دانی ( نه آنگونه که خود توهّم کرده‌ایم ) آنجا که فرموده‌ای که : یا ایّها النّاس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنیّ الحمید ( ای مردم شما نیازمند به خود خدایید و او غنی و ستوده است )

5- فقر ما فقر ذاتی است . وجود ما عین فقر و عین نیاز به آن غنی علی الاطلاق است و هیچ فقری بدتر از جهل نیست . و هیچ جهلی بدتر از جهل معرفتی نیست و اینکه خدا را آنگونه که حق قدر اوست نشناسیم .

6- در فراز آخر بار دیگر اعتراف می کنیم که فقری که در فراز اول از خدا خواستیم در مورد همه فقراء آن را با بی‌نیازی خود کفایت کند ، ما نیز به آن فقر مبتلا هستیم . امام حسین ( علیه السلام ) در فرازی از دعای عرفه می فرماید : « إِلَهِی أَنَا الْفَقِیرُ فِی غِنَایَ فَکَیْفَ لا أَکُونُ فَقِیرا فِی فَقْرِی. » ... و عجیب‌تر ، این فراز است : « إِلَهِی کَیْفَ لا أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِی فِی الْفُقَرَاءِ أَقَمْتَنِی أَمْ کَیْفَ أَفْتَقِرُ وَ أَنْتَ الَّذِی بِجُودِکَ أَغْنَیْتَنِی » 

عارف به جایی می رسد که در عین احساس فقر در مقابل خدا ، از همه خلق بی‌نیاز می‌شود . و اینجاست که این دعای او به اجابت رسیده که : « الهی فی نفسی فذللنی و فی اعین النّاسِ فَعظّمنی »

خدایا ما را با غنا و بی‌نیازی خود از همه مراتب فقر نجات بخش و به خودت برسان .

الهی آمین

یا حق 

 




تاریخ : پنج شنبه 92/4/27 | 12:15 صبح | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی