غزلی عاشورایی - شین مثل شعور
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

غزلی عاشورایی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

غزلی عاشورایی

 

در مسافرتی چند ساعته فراق بالی دست داد و این چند بیت متولد شد !

چون حسین از پاکبازی کس نشان دارد ؟ ... ندارد !

مثل او در عشق کس تاب و توان دارد ؟ ... ندارد !

بزم شیطان است اینجا ، حرف خون است و شهادت

میزبان رحمی به حال میهمان دارد دارد ؟ ... ندارد !

اینکه دارد می رود میدان علی اکبر اوست

هیچ صحرایی چنین سرو روان دارد ؟ ... ندارد !

« بدر » مشتاق است تا بار دگر او را ببیند

آه ! ... ماهی اینچنین را آسمان دارد ؟ ... ندارد !

گرچه او مانند خورشیدی به خاک افتاده باشد

غرق خون گشتن برای او زیان دارد ؟ ... ندارد !

کشته‌ی اشک است او، در زیر دست و پای دشمن

غیر ذکر دوست چیزی بر زبان دارد ؟ ... ندارد !د

اصغرشش ماهه اش خود را برای او سپر کرد

آه کس در باره او این گمان دارد ؟ ... ندارد !


دعا کنید این غزل ادامه یابد !


 




تاریخ : یکشنبه 92/9/3 | 11:20 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی