دارد دیر می شود ! - شین مثل شعور
سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

دارد دیر می شود !

به نام خدا

او توبه کرد !

:

« نوح پیامبر نبود !

ابرها را آبستن کرد و سیلی مصنوعی راه انداخت !

ابراهیم در آتش نسوز افتاد ... فرمولش را همه شیمیدانها می دانند !!

همه اش تردستی بود !

عیسی مرده ای را زنده نکرد ... گاوبندی کرد با عده ای که پشت دست آمدند و پولشان را گرفتند

موسی روبوت داشت ! ... مار مکانیکی !

از همین‌هایی که در ژاپن می سازند !

و ...

کلاً در جغرافیای انسانی جایی به نام غار حرا وجود ندارد !!

کو !؟ ... نشانم دهید !

اینها همه داستان است !

افسانه است !! ... »
...

و من مورچه ای برداشتم و به دستش دادم

و او توبه کرد !

حالا سحرها نگران است مبادا زود اذان بگویند !

مبادا او سیر نشده سفره را جمع کنند

انسان تا خراب نشده طعم خدا می دهد

امّا ...

شیطان کافی است کمی نمکش را زیاد بریزد !

آنوقت تو فکر می کنی این تو هستی که اندیشیده ای و استدلال کرده ای در حالی که تو نیستی دیگری است !!

توبه باید کرد

دارد دیر می شود

من بروم جانازم را بردارم ...





تاریخ : دوشنبه 94/8/18 | 9:35 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی