حدیث نفس - شین مثل شعور
سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان

حدیث نفس

به نام خدا

با سلام
تاریخ سرودن این شعر 75/12/5  ( حدود 19 سال پیش ! ) است

 تقدیم به حضرت عبّاس علیه السلام

http://s5.picofile.com/file/8105114568/%D8%B9%D8%A8%D9%91%D8%A7%D8%B3.bmp

حدیث نفس

ای مشت ... ای کام تشنه کافیست عذر و بهانه

یک پیچ مانده است تنها تا فتح این رودخانه

گیرم که گیراست این آب ... پس کوه صبر شما کو !؟

این باد بر پیکر من ... باید شود تازیانه !!

ای آب با آبرویم بازی مکن دست بردار

من حال شوخی ندارم این خط و این هم نشانه !

آتشفشانی چو من را حاجت به خود و زره نیست

بگذار تا سینه ام را هر کس بگیرد نشانه

هر چند آئینه وقتی عریان شود تیرها هم

بیچاره ها می کنند از شرم و خجالت کمانه !

انگار با عشق باید این دستها را هَرَس کرد

از خاک خونین این کتف بالی زند تا جوانه

من چشم بندی نکردم امّا مگر می تواند

در آب آسمان هم تیری کند آشیانه !؟

بزم سماعی چنین را دیگر کجا می‌توان یافت

باید برقصم تمام این دشت را این میانه !  

 




تاریخ : سه شنبه 94/8/19 | 8:54 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی