عرفه - شین مثل شعور
سفارش تبلیغ
صبا

قربان عرفه

سلام

امروز روز عرفه است و فردا قربان !

در پیشواز حرکت به سوی کوفه ، این غزل به یاد لحظه های آخر حسین ( علیه السلام ) سروده شده :

خنجر

از حال خود نداشت خبر ، خنجر

آمد به دستبوسیِ سر ، خنجر

می مرد انتظار ، بر این رگها

خود را نمی کشید اگر خنجر

بر خود نهیب زد : « اسماعیل است ..

بر این گلو ندارد اثر خنجر»

بشتاب ، آبرویت را لطفاً

با دست خویش بیش مبر ، خنجر !

خود را عقب کشید ... خدایا ... نه !

تاب و توان نداشت دگر خنجر

چیزی شبیه آه خدا اکنون

انگار موج می زد بر خنجر

از چشمهای خود اکنون می ریخت

همراه اشک خون جگر ، خنجر

شک نیست حال فرصت اگر می یافت

می زد به قلب خود خنجر ، خنجر

التماس دعا از همه خوانندگان

یا حسین.

عید قربان بر قربانیان حضرت دوست که نفس را به مسلخ عشق او برده اند مبارک باد .

 




تاریخ : سه شنبه 89/8/25 | 1:54 عصر | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر

رندان سحرخیز

بسم الله الرّحمن الرّحیم

به قول امام حسین ( علیه السلام ) در دعای عرفه : عمیَتْ عینٌ لاتراکَ علیها رقیباً . یعنی : خدایا ! کور باد آن چشمی که تو را بر خود مراقب نبیند .

خوشا به حال آنانکه با قاضی الحاجات در مقام دعا ، دم و دودی دارند . علی الخصوص آنانکه لحظه‌هایی از شب را سرگرم معاشقه با اویند .

ما را ز دعا کاش فراموش نسازند

رندان سحرخیز که صاحب نفسانند

راستی شما کجای کاری ؟

التماس دعا

 




تاریخ : جمعه 88/6/13 | 1:30 صبح | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر


  • paper | سبزک | تبلیغات متنی