چمران - شین مثل شعور
سفارش تبلیغ
مسابقه وبلاگ نویسی ابلاغ غدیر

رقص در مقابل مرگ

بسم ربّ العارفین

296709.jpg

کارهای بزرگ از آدمهای بزرگ بر می آید « رقص در مقابل مرگ » از آن کارهای بزرگ است .

چمران مرد کارهای بزرگ بود.

آی زالوهای متعفّن !

که در روستای شما سگهای زرد با شغالهای پیر ، بندری می رقصند و دستمال کاغذی مردهایش زیر درختهای آلبالویی گم شده است که پیر دخترانِ گور بگور شده ! به شاخه هایش دخیل بسته اند !!

آی ناآدمها !

که به روز می شوید هوس و سرچ می کنید شهوت !!

آی !!!!!!

شما چقدر دورید از درک یک لحظه چمران !

ببینید او در لحظات آخر زندگی ، در مرگ آگاهی خویش چه غوغا کرده :

« ای دنیا ، با تو وداع می‌کنم با همه زیبایی‌ها و جمال و جبروتت، با همه‌ی کوهها و     آسمان‌ها، دریاها و صحراها، با همه وجود وداع می‌کنم، با قلبی سوزان و غم‌آلود به     سوی خدای خود می‌روم و از همه‌ چیز چشم می‌پوشم. ای پاهای من، می‌دانم شما چابکید،     می‌دانم که در همه مسابقه‌ها گوی سبقت از رقیبان ربوده‌اید،‌ می‌دانم فداکارید،  می‌دانم به فرمان من مشتاقانه به سوی شهادت صاعقه‌وار به حرکت درمی‌آیید، اما من آرزویی بزرگتر دارم، می‌خواهم شماها به بلندی طبع بلندم به حرکت درآیید. به قدرت اراده آهنینم محکم باشید. به سرعت تصمیمات و طرح‌هایم سریع باشید. این پیکر کوچک ولی سنگین از آرزوها و نقشه‌ها و امیدها و مسوولیت‌ها را به سرعت مطلوب به هر نقطه دلخواه برسانید. در این لحظات آخر عمر آبروی مرا حفظ کنید. شما سال‌های دراز به من خدمت کرده‌اید. از شما آرزو می‌کنم که این آخرین لحظات را به بهترین وجه ادا کنید.

ای پاهای من سریع و توانا باشید، ای دست‌های من قوی و دقیق باشید، ای چشمان من تیزبین و هوشیار باشید، ای قلب من این لحظات آخرین را تحمل کن، ای نفس مرا ضعیف و ذلیل نگذار تا چند لحظه دیگر با اراده و قدرت و توانا باش، به شما قول می‌دهم که پس از چند لحظه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته‌کننده و این لحظات سنگین و سخت را دریافت کنید. من چند لحظه بعد به شما آرامش می‌دهم، آرامش ابدی. دیگر شما را زحمت نخواهم داد، شما را استثمار نخواهم کرد، دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد، دیگر به شما بیخوابی نخواهم داد و از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. برای همیشه در بستر خاک نرم و آسوده خواهید بود اما این لحظات حساس، لحظات وداع با زندگی، لحظات لقاء پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ، باید زیبا باشد »

حال خودمان هستیم حق ندارم دلم برای چمران تنگ شود !! شما دلتان برای چه کسی تنگ می‌شود ؟!

 




تاریخ : جمعه 90/10/30 | 9:40 صبح | نویسنده : زین العابدین آذر ارجمند | نظر


  • paper | سبزک | تبلیغات متنی